رمان این مرد امشب میمیرد نسخه: PDF قابل اجرا بر روی تمام سیستم ها تعداد صفحات: 1260 یلدا دختر گم شدهی خاندان که نزد سرایدار قدیمی شان بزرگ میشود او دختری ...
رمان این مرد امشب میمیرد
نسخه: PDF
قابل اجرا بر روی تمام سیستم ها
نسخه کامل و بدون سانسور
تعداد صفحات: 1260
یلدا دختر گم شدهی خاندان که نزد سرایدار قدیمی شان بزرگ میشود او دختری سرکش است طى حادثه اى بازداشت میشود و در دردسری بزرگ میافتد، سرایدار که یلدا گمان میکند عمه اوست و به معین نامدار هم شیر داده، به معین برای رهایی یلدا زنگ میزند …
خلاصه رمان این مرد امشب میمیرد
من خیلی بد بودم بدی زیاد دیدم بدی زیاد کردم خودمو تو وجودم کشتم که بتونم با هر بدی که آشنا میشم از خودش بدتر با شم تو همه زندگیم نه هدف داشتم نه امید فقط از زندگی قسمت بی خیالی و کیف و حالشو میخواستم نمیدونم هنوز نمیدونم از کجا یهو تو مسیر زندگیم قرار گرفتی کمکم کردی اذيتم هم کردی ولی بهت مدیونم نه به خاطر اون ۵۰۰ میلیون به خاطر حضورت اولین باره که حس میکنم سقفی که بالا سرمه ۱ ستون محکم داره که هر لحظه از خراب شدنش روی سرم نترسم اینقدر بهت نزديك شدم که یادم رفت من فقط کسی ام که تو لطف کردی بهش. یادم رفت کارمندتم. یادم رفت حد و اندازمو عماد رو دوست دارم.
اولین پک به سیگارم با لبخندی تلخ آغاز شد … یاد اولین روز آشنایی در پارک … بعدی ها را با مرور تک تک قرار هایمان! آخرین پک هم با لبخندی تلخ تر با بغضی سنگین و قورت داده از یاد آوری حرف آخرش! هر سرگرمی یک روز تموم میشه یک تفریح بود که تموم شد واسه جفتمون! من ۸ ماه تفریح پسرک تازه به دوران رسیده ای بودم که شاید عاشقش نبودم اما همه باور همه تنهایی هایم بود و که راحت با شروع یک تفریح جدید تر من را پس زد.
تمام شد … تمام ته مانده احساسم … همین چند قطره اعتماد و باورم به دنیا و آدمهایش زیر سایه اشکان به لجن تبدیل شد! آخرین پک را زده ام این سیگار تنها یادگاری از پسرک تفریح طلب زندگی ام است اولین بار او سیگار کشیدن را یادم داد و باز دم معرفتش گرم که حداقل یک مسکن برای زخم کاشته اش برایم تعبیه دیده بود، از جایم بلند شدم ته مانده سیگار را زیر پایم با تمام نفرتم له کردم.
اشکان دفترت را بستم تمام خاطرات و حتی اسمت را … مثل همین سیگار زیر پایم له کردم و تو بغض لعنتی! خیال درسا شدن نداشته باش! حرام باشد قطره اشکی برای موجودی چون اشکان …سوت زنان کلید را در قفل می چرخانم…
۲ ماه از جدایی ام با اشکان میگذشت ندیده بودمش اما بی خبر نبودم. با عشق جدیدش مدام در سفر و میهمانی ها جولان میداد. واقعا برایم مهم نبود حتی ذره ای از حس حسادتم را قلقلک نمیداد چند روز به شروع امتحان ها باقی مانده بود و زندگی طبق روال همیشه میگذشت، آخر آن هفته تولد افی بود و آرمین برایش یک مهمانی ترتیب داده بود، با همه حقوق آن ماه برایش یک ساعت فیک توانستم بخرم با مقدار سهمم از ماهیانه حقوق پدر که آن هم بعد کسر اجاره خانه و خرج خانه مقدار چشم گیری نبود.
بعد از دو ساعت درگیری با لوازم آرایش و موهایم، بالاخره آماده شدم، آن شب با میلاد و دوستش به مراسم رفتم در طول راه صنم دوست میلاد مدام زیر گوشم وز وز کرد که برادر آرمین چندتا از همکلاسی های مایه دارش را به مراسم دعوت کرده است و خلاصه دخترک ندید بدید بسیار از رویارویی با آن ها مشعوف بود، و کاش هیچ وقت نه من نه آن ها به این تولد دعوت نشده بودند…
سالن غرق نورهای رنگارنگ و دود بود آفی کاملا بود و مدام سیگار روشن میکرد هیچ کس حال طبیعی نداشت جز گروه تازه وارد ما. صنم با دیدن یکی از آن بچه پولدار های مجلس به طور کامل میلاد بدبخت را فراموش کرد پسرک کلش به لعنت خدا نمیارزید بوی گند فخر از چند فرسخی اش به مشام میرسید از لحظه اول که چشمم به او خورد احساس کردم نشناخته از او متنفرم، حسی مرا از او میترساند، بعد از کلی زمان اومد و گفت: دخی تو خیلی خوووبییی! اون دخی که تا الان داشتی باهاش حرف میزدی خوب تر نبود یارو؟! لبخند چرک و چندشی زد و دندان های اسبی اش را به نمایش گذاشت و در دل فقط سوالی در ذهنم نقش بست …
- بعد از پرداخت لینک دانلود فعال می شود.
- یک نسخه از لینک دانلود محصول به ایمیل شما ارسال می شود.
- ممکن است لینک دانلود در قسمت spam یا bulk قرار گیرد.
- چنانچه نتوانستید محصول را دانلود کنید با ذکر ایمیلتان در تیکتی این موضوع را به پشتیبان سایت اعلام نمایید تا فایل به ایمیلتان ارسال شود. یا به شماره پشتیبان از طریق ایتا پیام دهید.
eshopfiles | فروشگاه ایشاپ فایل فروش منابع استخدامی جزوه نمونه سوال دانشگاهی و آزمون فنی و حرفه ای
هنوز هیچ نقد و بررسی وجود ندارد.